ضربه نخستین ، ضربه غافلگیرانه
ضربه نخستین ، ضربه غافلگیرانه
برای اینکه اول باشیم باید به نکات زیادی توجه کنیم . یکی از بزرگترین تفاوتها میان مردم عادی و کسانی که خیلی موفق هستند این است که گروه دوم اغلب خیلی سریعتر از سایر مردم ، فرصتها و موقعیتها را
![112103983_PhotoA[1].jpg](http://erfanisensi.com/pic/112103983_PhotoA%5B1%5D.jpg)
شناسایی میکنند این اصل اساسی را به طور یکسان میتوان در معاملات جدید املاک ، خرید و فروش سهام یا زدن اولین ضربه در مبارزه به کار گرفت . اول بودن همیشه مزایای بسیاری دارد . جالب است بدانید که چگونه وقتی در مبارزه فرصتی برای خود بوجود میاورید تا این ضربه را وارد کنید ، تحرک و پویایی مبارزه تغییر می کند
جان ویل میگوید : ای کاش وقتی در نیروی پلیس اندونزی تازه شروع به کار کرده
بودم ، این فرصت را داشتم که کتابهای جف تامپسون را مطالعه کنم ، اما او
متاسفانه درآن زمان نوجوانی بیش نبود و هنوز کتاب ننوشته بود ، با وجود
این ، مدت زیادی طول نکشید تا توانست بر روی تعدادی از هدفهای پایه تمرین
کنم و به نظر میرسید که این تمرینات نتیجه ای بسیار عالی داشت .
در آن زمان هدف اصلی من بر زمین زدن حریف بود تا در گرماگرم درگیری فرصت
فرار از ضربات از او بگیرم . برای این منظور ، در چند بار اول با سر خود به
حریف ضربه میزدم . هیچ کس انتظار چنین چیزی را نداشت و اگر ضربه به درستی
اجرا میشد برای بار نخست بود که حریف را زمین می زد . این عمل به استراتژی
من تبدیل شد .
من کلاه بی لبه بر سر میگذاشتم و در زیر آن یک دستمال کاغذی کوچک قرار میدادم . این دستمال به من کمک می کرد تا کمتر احساس درد کنم . اکنون کلید استفاده از ضربه نخست استفاده کامل از عنصر غافلگیری است . اگر حریف منتظر چنین حمله ای نباشد ضربه نخست و غافلگیرانه می تواند بسیار موثر باشد. مسلما حریف با چنین ضربه ای بر زمین میافتد . پس از گذشت یکماه ، در حالیکه نیم دوجین زخم زیر کمربندم به وجود آمده بود ، تصمیم گرفتم که کمی بیشتر تجربه کنم . با ضربات پا شروع کردم و اغلب این ضربات را بر قسمت داخلی ساق پای پیشین حریف وارد میکردم . این کار معمولا سبب می شد پاهای حریف به قدری از هم باز شوند که تعادل او بر هم بخورد و با صورت بر زمین بیافتد ، در غیر اینصورت می توانستم یک ضربه مشت راست به صورت حریف وارد کنم .همچنین ، این فن مانع از آن می شد که حریف بتواند با چاقوی دندانه دار ، به سرم ضربه بزند . یکی از چیزهایی که من درباره این تکنیک یاد گرفتم این بود که می بایست پیش از پرتاب اولین لگد کوتاه خود ، پاهای حریفم را به میزان زیادی از یکدیگر باز کنم . اگر من اینکار را نمیکردم و پاهای حریف نزدیک به یکدیگر بودند احتمال خرد شدن پنجه پایم در میان ران پای دیگر حریف، بسیار زیاد بود .
هنگام جایگیری پاهایم پیش از ضربه زدن ، تقریبا مطمئن میشدم که تنها به یک
پای حریف ضربه می زنم و این امکان را برای خود ایجاد کنم که با مشت راست
ضربه ای به فک حریف وارد نمایم و مراقب باشم بر اثر این ضربه ، بندهای
انگشتان ان دستم مجروح نشوند . اما مشکل من به زانو در آوردن حریفانی نبود
که غیر قابل پیش بینی بودند ، بلکه بزرگترین مشکل من مجرمین سواره بودند .
گاهی اوقات اتفاقات و حوادث در محیط های سربسته اتفاق نمی افتد بنابراین
بین نیروی پشتیبان من و صحنه جرم و حوادث هیچ ارتباطی وجود نداشت . بعضی
اوقات مجبور بودم فریاد زده و کمک بخواهم اما به نظرم سالها طول می کشید تا
نیروی کمکی برسد . البته مطمئنم که اینطور نبود . اما خودتان می دانید که
در مواقع خطر ، آدرنالین است که ترشح شده ، سبب وحشت شما می شود به طوری که
زمان را گم میکنید ، در طی دستگیر کردن مجرمان که بسیار زیاد برایم اتفاق
میافتاد متوجه تاثیر بسیار زیاد نخستین ضربه شدم . مفهوم ضربه نخست یا
غافلگیرانه چیز تازه ای نیست . این مفهوم هزارها سال است که به همراه ترس و
محافظت استفاده شده است یه هر حال در دهه اخیر استادان هنرهای رزمی نگاه
عمیقتری به کاربرد و مفهوم این جنبه مبارزات واقعی داشته اند ، جف تامپسون
اولین نفری است که این مفهوم را به طور علمی تبیین کرده و در اختیار عموم
مردم قرار داد . جف رزمی کار فوق العاده ای است که سابقا بوکسور بوده است و
نویسنده ای است که جایزه دریافت کرده است . او در کاونتری انگلستان زندگی
میکند . تجزیه و تحلیل او از استراتژی ضربه نخست یا غافلگیرانه کشف بزرگی
برای رزمی کاران سراسر دنیا بود . چند ماه قبل من چند ماه را با او سپری
کردم ، ما از موضوعات مختلفی صحبت کردیم که در میان آنها صحبت از مراحل
اولیه مبارزه پویا به میان آمد که او نیز استاد چنین مبارزه ای است . او
بر پایه تجربیاتی از مبارزات واقعی خیابانی به دست آورده بود اطلاعات بسیار
گرانبهایی دارد . این مبارزات به او آموخته اند که معمولا ضربه نخست عامل
مهم تصمیم گیری و بسیار تعیین کننده است . یکی از موفقترین استراتژی های
غافلگیرانه چیزی است که من آن را فرمول می نامم .
این فرمول چنین است :(( دفاع کن ، سئوال کن ، برو ! ))
دفاع کن : این مرحله در واقع سد جسمانی است که ما با کمک بازوهایمان بین
خود و حریف ایجاد میکنیم و بخشی مهمی از چیزی است که من آن را وضعیت بدنی
پیش از مبارزه می نامم .
سئوال کن : به محض آنکه حریف یا مهاجم سد دفاعی ما را بشکند به عقب رانده
شده ایم و او می تواند مجدداً به ما حمله کند برای مامشخص شده است که درگیری
بدنی غیر قابل اجتناب است .
بنابر این ما سئوال را مطرح کرده ایم . این سئوال تاثیری دوگانه دارد : اول
اینکه به مهاجم اطمینان می دهد که ما نمیتوانیم از پس حمله او برآییم در
نتیجه واکنش آنی و غیر ارادی او را کاهش میدهد . دوم این کار مشخصا سبب
کاهش زمان واکنش او میشود چرا که مغزش درگیر پاسخ دادن میگردد .
برو : این حرکت غافلگیرانه یا ضربه نخستین ماست و در حقیقت می تواند شامل
هر عملی باشد ، از ضربه ای آرام گرفته تا حرکتی تند و کوبنده آن حرکت ممکن
است کشیدن بازو یا سایر تکنیک های درگیری یا استفاده از آرنج یا در صورت
مناسب بودن موقعیت ، ضربه ای از جانب ما باشد . اگر اخلاقیات و جنبه های
قانونی و نیز اصول حرفه ای را کنار بگذاریم ضربه غافلگیرانه یا حرکت نخست
میلیونها سال است که مورد استفاده قرار گرفته است . میتوانید موافق یا
مخالف استفاده از آن باشید اما وجودش را نادیده نگیرید .
رشید امیران بستان آباد: