دلایل شکست ورزشکاران ایرانی در المپیک

دلایل شکست ورزشکاران ایرانی در المپیک

به عنوان مقدمه برای ذکر دلایل شکست ورزشکاران ایرانی در المپیک باید عرض کنم حضور در المپیک به معنای کسب مدال نیست بلکه شرط لازم برای حضور کسب مدال است ولی این شرط کافی نیست. چرا که ما باید تمامی جوانب را بررسی کنیم. اولین موضوع حریفان ورزشکاران ما در المپیک هستند که هرگز نباید فراموش کنیم اکثر آنها در سطح بسیار بالاتری نسبت به ورزشکاران ما هستند بخصوص در رشته های انفرادی که ورزشکاران ما در سطح آسیایی هستند و حتی اگر قرار بود در سطح منطقه اروپایی برای کسب سهمیه المپیک تلاش کنند چه بسا اصلا سهمیه کسب نمی کردیم. همچنین تمرینات و امکانات آنها نیز قابل مقایسه نیست و اکثر ورزشهایشان را مدتهاست که سرمایه گذاری کرده اند و الان نتیجه اش را می بینند پس مساله رقیبانمان بسیار مهم می باشد. و در نتیجه این موضوع نه تنها ما، بلکه اکثر کشورهای آسیای جنوبی و تا حدودی مرکزی رامشابه ما کرئه است. مساله دوم تعداد ورزشکاران ما هستند که این موضوع هم بسیار مهم است. ما تعداد ورزشکاران بسیار کمی در المپیک داریم. بخصوص که ما در بخش بانوان محدودیت خاصی داریم. اکثر ورزشکاران ما در تیم های گروهی هستند که این موضوع باعث شده کمتر در ورزشهای انفرادی ورزشکار داشته باشیم. و لذا این موضوع باعث شده که کسب مدال ما قاعدتا کمتر باشد. مساله بعد سرمایه گذاری در ورزشهای بخصوصی می باشد که باعث شده در بقیه ورزشها امید ما کمرنگ تر شود. بیشتر مردم ما و مسئولین هنگام درخشش ورزشکاران رشته خاصی در المپیک و یا کسب نتایج خوب در بازیهای جهانی تا مدتهای زیادی به فکر مدال در این رشته هستند و تا زمانی که این رشته به طور کامل ضعیف نشده به دنبال سرمایه گذاری روی ورزشهای دیگر نمی روند که این موضوع در ورزشهایی مانند وزنه برداری،کشتی،تکواندو به طور واضحی قابل ملاحظه است.زمانی که ورزشکاران این گونه رشته ها به طور موقتی بر اساس تکنیک های فردی موفقیتی کسب می کنند تمام نگاه ها متوجه این رشته می شود و زمانی که ورزشکاران آن رشته(مانند پرتاب دیسک) ضعیف عمل می کنند، به فراموشی سپرده می شوند. امیدواریم این موضوع در بسکتبال رخ ندهد.موضوع دیگر عدم کار روانشناسی در تیم های ورزشی و روی ورزشکاران تیم های ملی ماست. همواره ما نسبت به روانشناس در بین ورزشکارانمان بی تفاوتیم در حالی که این موضوع در تیمهای خارجی آن قدر مهم است که دستمزد آنها از بقیه کادر بیشتر است.اما بیشتر مسائل بالا به مدیریت تیم های ملی بر می گردد. وقتی ما به یک باره در یک ورزش پیشرفت زیاد می کنیم این نشانه خوبی نیست. مثلا زمانی که ما در جام جهانی تیم ملی آمریکا را شکست داده بودیم یکی از اساتید دانشگاه می گفت که این موضوع اصلا منطقی نیست. ما در بخش ورزشی هزار درجه از آنها عقب تریم چگونه در این ورزش آنها را شکست دادیم. آنها مراحل پیشرفت را گام به گام می روند. همه ورزشهایشان را با هم به جلو می برند. در آنجا بسکتبال از فوتبال یا کشتی از والیبال و یا راگبی از مثلا والیبال مهمتر نیستند. همه ورزشها به یک نسبت اهمیت دارند.ما باید بودجه کم فعلی مان!!! در بخش ورزش را در بین همه رشته ها تقسیم کنیم ولی مدیران به دلیل ترس از شکست در ورزشهای مردم پسند!!! مانند فوتبال و یا کشتی مجبورند که آن را خرج این ورزشها کنند البته به طور ناخواسته که این موضوع ضعف شدید در ورزشهای دیگر ما که استعداد های فراوانی وجود دارد را باعث شده است. به هر حال برای خروج از این بن بست باید ما تحول جدید در بخش مدیریت بودجه ای و مدیریت سرمایه گذاری ایجاد کنیم و در پاره ای مسائل باید روی احساسات خود یا مردم پا بگذاریم.

به امید موفقیت در میادین ورزشی جهانی و افتخار نام ایران اسلامی.